سيد جلال الدين آشتيانى
516
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
محققان ، حقيقت انسان ختمى را مضاهى مقام واحديت و يا احديت و مظهر اسم عظيم اعظم و مقام « او ادنى » مىدانند . بنا بر اين ، قوس صعودى با قوس نزولى تا مقام عقل مطابقند و به مجرد ورود انسان كامل در مقام سير بمقام واحديت از يكديگر جدا مىشوند ، چون فناء في اللّه و بقاى به حق اختصاص به انسان دارد و مقام ملائكه نيست . فرشته گرچه دارد قرب درگاه * نگنجد در مقام لى مع اللّه اين سير را قوس صعودى و معراج تحليل و يوم الهى : « الذى هو كخمسين سنة مما تعدون » تعبير نمودهاند . شيخ اكبر در مقام آنكه برزخ صعودى غير از برزخ نزولى است ، « 1 » همانطورىكه مصنف علامه نقل كرده است . برزخ صعودى را غيب محالى و برزخ نزولى را غيب امكانى دانسته است ، چون برزخ نزولى ظهور در عالم شهادت دارد و عالم شهادت تعين برزخ نزولى است ، لذا آن را برزخ امكانى دانسته است ، ولى برزخ صعودى و صور اعمال در اين نشئه ظهور ندارد و رجوع آن به اين نشئه محال است ، و ممكن نيست اين عالم نشئه تعين وجودى برزخ صعودى باشد و ظهور صور عالم ، برزخ صعودى كه نتيجه اعمال و صور افعال انسانند در آخرت است مگر بعضى از متجردين از غشاوات طبيعت كه ظهور در اين نشئه بنحو تمثل مىنمايند ، به تفصيلى كه بيان كرديم . شيخ اكبر در باب ثالث و ستون فتوحات ، در مقام بيان آنكه برزخ صعودى نتيجهء افعال و مقام تجسم صور اعمال است ، گفته است : « و الى مثل هذه الحقيقة يصل الانسان في نومه بعد موته ، فيرى الأعراض صورا قائمة بأنفسها تخاطبه و يخاطبها اجسادا حاملة ارواحا لا يشكّ فيها ، و المكاشف يرى في يقظته ما يراه
--> ( 1 ) . فتوحات مكيه ، چاپ مطبعهء دار الكتب العربية بمصر « قاهره صانها الله و من فيها عن الآفات » ، چاپ كشميرى و شركاء جزء سوم ، صفحهء 232 و ص - 78 . در آخر عبارت شيخ اكبر گفته است : « فذلك الغيب المحالى لا يظهر عنه ابدا شىء يتصف بالشهادة » .